سی‌ان‌ان: ترامپ با ادامه جنگ با ایران روی اقتصاد آمریکا قمار می‌کند تاکید سازمان ملل بر گزینه دیپلماسی درباره ایران دلایل سفر هیئت قطری به ایران بیانیه راهپیمایی میلیونی مردم یمن؛ اعلام همبستگی کامل با ایران حمله پهپادی جدید رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان عراقچی به عاصم منیر: ایران مقابل ماجراجویی آمریکا می‌ایستد پوتین با رد مذاکرات صلح، برای تشدید جنگ اوکراین آماده می‌شود منابع پاکستانی: اسلام‌آباد و دوحه برای بازگشت ایران و آمریکا به مذاکرات رایزنی می‌کنند حضور بیش از ۱۰ میلیون نفر در مراسم تشییع رهبر شهید در عراق فعال شدن آژیرهای هشدار در اردن و پایگاه‌های آمریکا در اربیل، عراق و کویت مقام آمریکایی: در مجموع 30 پهپاد MQ-9 توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شده‌اند اعتراف دبیرکل ناتو به همدستی در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران بلومبرگ: کشتیرانی از طریق تنگه هرمز تقریباً متوقف شد واکنش عراقچی به سخنان موهن ترامپ علیه ایران؛ پاسخ ما، عمل ماست بقائی: ایران با قاطعیت از منافع ملی و حاکمیت خود دفاع خواهد کرد ترامپ حکومت جولانی را از فهرست حامیان تروریست خارج می‌کند / چراغ سبز واشنگتن برای کاهش تحریم‌های سوریه
یادداشت محمدجواد ارویلی، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

تضاد دستور کارها در میز مذاکره

مذاکرات ایران و آمریکا با اختلاف آشکاری در تعریف دامنه و محدودیت‌هایش مشخص می‌شود. به نظر می‌آید زیاده خواهی‌های آمریکا در حال گسترش، در حالی که موضع ایران اصرار بر محدود کردن مذاکرات صرفاً به موضوع هسته‌ای است.
محمدجواد ارویلی؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۹ - ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 16
کد خبر: ۳۰۱۸۱۳

تضاد دستور کارها در میز مذاکره

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ از زمان امضای برجام چارچوب اعلام‌شده برای مذاکرات پیرامون برنامه هسته‌ای ایران، ازجمله میزان غنی‌سازی، تعداد سانتریفیوژها و سازوکارهای بازرسی و نظارت بین‌المللی بوده است. این توافق بر مبنای معادله ای روشن بود؛ محدودیت‌های هسته‌ای زمان‌بندی‌شده و از نظر فنی تعریف‌شده در ازای لغو تدریجی تحریم‌ها. با وجود این، خروج آمریکا از برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها، اساساً فضای مذاکرات را تغییر داد و عوامل جدیدی را در محاسبات هر دو طرف وارد کرد.

واقعیت‌ها نشان می‌دهد موضع اخیر آمریکا جدا از فشار رژیم صهیونیستی نبوده است که پیوسته تأکید دارد هرگونه توافق با ایران باید شامل قابلیت‌های موشکی نیز باشد

سال‌های اخیر موضع دولت آمریکا به ریاست جمهوری دونالد ترامپ به طور فزاینده‌ای در زیاده خواهی خود مبنی بر اینکه هرگونه مذاکره با ایران شامل برنامه موشک‌های بالستیک در کنار برنامه هسته‌ای باشد، آشکار شده است. ترامپ به تازگی تأکید کرد، پرداختن به قابلیت‌های موشکی ایران از بحث درباره غنی‌سازی هسته‌ای اهمیت کمتری ندارد و گفت، هرگونه توافق جامع باید هر دو موضوع را با هم بررسی کند تا ثبات بلندمدت در منطقه تضمین شود.

از دیدگاه تهران، گسترش دامنه خواسته‌ها نشان دهنده ادامه چیزی است که آن را دخالت خارجی در حاکمیت ملی و تغییر قواعد بازی مذاکره‌ای می داند که توافق ۲۰۱۵ میلادی بر پایه آن بنا شده است. ایران معتقد است برنامه هسته‌ای طبق معاهدات بین‌المللی و سازوکارهای بازرسی، پرونده‌ای است که می‌توان آن را رصد و از نظر فنی ارزیابی کرد، در حالی که برنامه موشکی بخشی از ساختار دفاع ملی به شمار می رود و ستون اساسی دکترین امنیت ملی در مواجهه با تهدیدات منطقه‌ای است.

در این زمینه اظهارات علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی اهمیت ویژه‌ای دارد. وی در توییت اخیر خود نوشت، «برخلاف فضاسازی‌ جنگ رسانه‌ای تصنعی، شکل‌گیری ساختاری برای مذاکرات در حال پیشرفت است». این اظهارات به وضوح نشان می‌دهد اولویت ایران گسترش دستور کار نیست، بلکه ایجاد چارچوب مشخص و تعریف‌شده برای مذاکرات قبل از پرداختن به جزئیات موضوعات است.

برای تهران، اختلاف فعلی فقط مربوط به نسبت غنی‌سازی یا تعداد سانتریفیوژها نیست، بلکه مربوط به تعریف مرزهای میز مذاکره است؛ اینکه چه چیزی مورد بحث قرار می‌گیرد؟ به چه ترتیبی؟ در چه سطح سیاسی؟ از این رو، صحبت درباره چارچوب به موضوعی حاکمیتی و راهبردی تبدیل می‌شود، نه فقط رویه ای سازمانی.

واقعیت‌ها نشان می‌دهد موضع اخیر آمریکا جدا از فشار رژیم صهیونیستی نبوده است که پیوسته تأکید دارد هرگونه توافق با ایران باید شامل قابلیت‌های موشکی نیز باشد، زیرا موشک های کشورمان تهدید مستقیم موجودیت رژیم صهیونیستی هستند. این استدلال در شکل‌دهی به دیدگاه آمریکا نقش داشته است که تمایل دارد پرونده هسته‌ای را به قابلیت‌های بازدارنده و رفتار منطقه‌ای ایران پیوند دهد؛ موضعی که قاطعانه به وسیله طرف ایرانی رد شده است. ایران هرگونه گسترش دستور کار قبل از حل موضوع هسته‌ای را نقض حاکمیت ملی خود و انحراف از محدوده فنی تعریف شده مذاکرات می‌داند.

این اختلاف در تعریف دامنه مذاکرات، مشکلی ساختاری در جریان مذاکرات ایجاد می‌کند. از دیدگاه تهران، گنجاندن موضوعات اضافی قبل از حل و فصل موضوعات هسته‌ای معوقه، به منزله تغییر در قواعد بازی مذاکره است و این تصور را تقویت می‌کند که سقف خواسته‌ها دائم در حال افزایش است.

با توجه به این موضوع، مذاکرات از بحث فنی درباره میزان غنی‌سازی و سازوکارهای نظارتی به بحث سیاسی درباره محدودیت‌های خود مذاکرات تغییر یافته است. دیگر سؤال این نیست چه محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای قابل قبول است، بلکه این است آیا این برنامه تنها موضوع روی میز است یا خیر. با توجه به گسترش خواسته‌های آمریکا و اصرار ایران بر انحصاری بودن پرونده هسته‌ای، آینده مذاکرات همچنان منوط به امکان دستیابی به تفاهم قبلی درباره چارچوب کلی قبل از پرداختن به جزئیات موضوعات خاص است. بدون چنین تفاهمی، روند مذاکرات امکان دارد بین دو دستور کار متضاد که هر کدام از مفهوم متفاوتی از ماهیت، محدودیت‌ها و نقطه پایان مذاکرات ناشی می‌شوند، معلق بماند.

در این زمینه، اطلاعات رسانه‌ای نشان دهنده هماهنگی بین آمریکا و رژیم صهیونیستی بر مبنای اصلی دوگانه است؛ ادامه مذاکرات با ایران در عین افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی. این رویکرد منعکس کننده راهبرد مدیریت مذاکرات زیر فشار است که اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند، شکاف اعتماد بین طرف ها را افزایش می‌دهد و دستیابی به توافق بر سر چارچوب را دشوارتر می‌کند.

ارسال نظر
captcha
تحلیل های برگزیده
پرطرفدارترین اخبار